بعد از مناظره؛ هر دو گروه خود را برنده مناظره میدانند + حاشیه ها
سایتها و خبرگزاری های حامی دو طیف با انتشار اخباری از تجمع هواداران مقابل صداوسیما و نیز گفتگو با شخصیتهای مختلف ارزیابی انان از مناظره را حویا شده و در حقیقت سعی کردند نتیجه نهایی مناظره را به نفع نامزد مورد حمایت خود نشان دهند . اما حقیقت این است که ...
سایتهای خبری و خبرگزاریهای مختلف شب گذشته و بلافاصله بعد از اتمام مناظره دو نامزد اصلی انتخابات دهم ریاست جمهوری به ارزیابی این رویداد مهم و تا حدودی حاشیه برانگیز پرداختند.
به گزارش البرز سایتهای حامی دو طیف با مبت و موفق ارزیابی کردن نتیجه مناظره به نفع کاندیدای خود از ابراز شادی و خرسندی هواداران نامزدها به طرق مختلف خبر دادند.
از جمله خبرگزاری های فارس و ایرنا هواداران بلامنازع محمود احمدی نژاد چنین اخباری منتشر کردند:
- فرياد اللهاكبر هواداران احمدينژاد در مقابل صدا و سيما
- قدرت بيان و صداقت كلام احمدي نژاد او را پيروز مناظره با موسوي كرد
- احمدينژاد تاريكخانه اشباح انتخابات را روشن كرد
- موسوي قادر به پاسخگويي به سؤالها نبود
- احمدينژاد پايههاي كانونهاي قدرت و ثروت را به لرزه درآورد
- احمدينژاد بغض فروخورده محرومان را درمقابل جريان قدرت و ثروت فرياد كرد
- امروز هر سه دولت گذشته مقابل من ايستادهاند
این خبرگزاری ها در تنها مورد مربوط به سخنان میرحسین موسوی در مناظره به همین تیتر خنثی بشنده کردند:
- دولت بايد به حرفهاي خود مقيد باشد
در مقابل سایتهای مدافع موسوی و خبرگزاری ایلنا هم اخباری منتشر کردند که نشان از اعتقاد آنان به پیروزی نامزد مورد حمایت خود در مناظره داشت. آنها نوشتند:
- احمدينژاد با زير سؤال بردن آبرو و حيثيت افراد سعي كرد عملكرد خود را تبرئه كند
- سخنان احمدينژاد سقوط اخلاقي بود
- ابرازرضایت مردم پس از پيروزي موسوي در مناظره با احمدينژاد
- موضع احمدينژاد در مناظره، موضع عوامفريبي بود
در ادامه برخی سایتها نیز به حاشیه های این مناظره پرداختند. از جمله ایرنا خبرگزاری رسمی کشور در حاشیه نگاری از پشت صحنه این برنامه تلویزیونی چنین نوشت:
*ميرحسين موسوي ۴۰دقيقه قبل از شروع مناظره وارد صداوسيما شد و بلافاصله به اتاق گريم رفت، اما احمدي نژاد تنها چند دقيقه قبل از شروع مناظره به صداوسيما رسيد و بلافاصله به استاديو شماره ۱۱محل مناظره رفت.
*هنگام حضور احمدي نژاد،خبرنگاران در اطراف وي جمع شدند، احمدي نژاد با گشاده رويي به سوالات خبرنگاران پاسخ داد ولی موسوی به خبرنگاران جواب نداد
*در حالي كه آقاي موسوي با ماشين پرايد به صداوسيما آمد، وزراي دولت هاي سابق به همراه مشاوران وي، با ماشينهاي گران قيمت به محل مناظره آمدند
منبع : www.alborznews.net
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 12:28  توسط س
|
عکسسس!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:0  توسط س
|
س
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:57  توسط س
|
شس
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:31  توسط س
|
خوبید؟
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:25  توسط س
|
سلام
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:24  توسط س
|
لسث
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:21  توسط س
|
شس
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:20  توسط س
|
س
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:18  توسط س
|
تعریف مشاغل مختلف
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.
روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.
ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.
هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.
فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.
روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.
جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.
برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:36  توسط س
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:36  توسط س
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:34  توسط س
|
روزگار عجیبی است . روزگاری است که من در رویاهایم به دنبال گم شده خودم میگشتم ودر نهان خانه دلم جستجویش می کردم تا به امروز با تمام وجودم احساست میکنم وبرای دلم قفسی ساختم که تو را دران زندانی کنم تا هیچ وقت از دلم نروی بیرون .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:33  توسط س
|
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود؟
گر جمال جان فزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود؟
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده ای؟
این چنین طرّاریت با من مسلّم کی شود؟
چون مرا دل خستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود؟
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود؟
خلوتی می بایدم با تو زهی کار کمان
ذره ای هم خلوت خورشید عالم کی شود؟
من به دنبال دل آویز ترین شعر جهان می گشتم!
...
یافتم! یافتم! آن نکته که می خواستمش!
«دوستت دارم» را من دل آویز ترین شعر جهان یافته ام!
تو هم ای خوب من، این نکته به تکرار بگو!
این دل آویز ترین حرف جهان را،
همه وقت،
نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!
فریدون مشیری
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:33  توسط س
|
مهربانم
آرزوي محال من ...
چقدر دلم ميخواست با من از چيز هائي بگي كه توان گفتنش به ديگران رو نداشتي ....
چقدر دلم ميخواست با من بخندي ، با من گريه كني .... تمام زيبائيها و زشتيهاي زندگي رو باهم شريك باشيم ... براي رسيدن به آرزوهايمان همراه هم همسو با آهنگ عشقمان قدم برداريم ...
اگه چشمات منو میخواست ،
تو نگاه تو میمردم،
اگه دستات مال من بود ،
جون به دستات میسپردم!
اگه اسمَمو ميخوندي ،
ديگه از يادنميبردم ،
اگه با من تو ميموندي،
همه دنيا رو میبردم...!!!
عزيزترينم
براي من تو همه دنيا هستي
تمام قلبم تورا فرياد ميزند
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:31  توسط س
|
اگه یه روز رفتی
و
دیگه برنگشتی
بهت قول نمی دم
که
منتظرت بمونم
اما
ازت میخوام
وقتی اومدی
یه شاخه گل
روی قبرم بذاری
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:30  توسط س
|
می خواهم بروم آسمان لمس کنم سکوت راقسمت کنم
نمی دانند آسمان آبی است سکوت شکستنی است
غمم پایان ندارد نمی دانند غم چه رنگی ست
شاید رنگ سرخ مانند آتش........
می خواهم تنها روم تنهای تنها .......
در اینجا آدمی نیست که رنگ تلخ خاکستری را شناسد
صدا کردند مرا سوزشی در ذهنم ندا داد :
(( چقدر روح محتاج فرصتهایی ست که در آن هیچ کس نباشد ))
سکوت را ترجیح می دهم
تنهایی را می فهمم حس پرواز است
حس لمس آسمان
رها از غم و رنگ ...
رها از همه کس......
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:28  توسط س
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:27  توسط س
|
سلام بچه ها بلاخره بعده مدت ها دارم آپ می کنم. منتظر باشید
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:26  توسط س
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:26  توسط س
|
خوابیدی رو بال موج ها
کاش می شد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی
من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم
اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کرد
یه غروب توی جوونی
دل من هواتو کرده
کاش می شد تو رو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره
دست سردتو بگیرم
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:26  توسط س
|
وقت رفتن نمی خوام ببینمت
می دونم ببینمت کم می یارم
اگه یک لحظه فقط نگام کنی
دلمو پشت سرم جا می زارم
اگه خون سرد نگام به دل نگیر
دل تو یه روز ازم خسته می شه
اگه اسم رو فقط صدا کنی
راه رفتن واسه من بسته می شه
وقت رفتن نباید گریه کنی
این جوری دلم برات تنگ نمی شه
می دونم هر جای دنیا که باشم
تو دلم عشق تو کم رنگ نمی شه
اگه خون سرد نگام به دل نگیر
دل تو یه روز ازم خسته می شه
اگه اسمم رو فقط صدا کنی
راه رفتن واسه من بسته می شه
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:24  توسط س
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:22  توسط س
|
هرگـــز نشد بیـــای پیشـــم بگیــری دستـــای منـو
بـدونــی من عـاشقتـم گوش کنی حرف هـــای منـو
تو بی وفا بودی ولی اون که برات می مــرد منـم
تــا زنـده ام دوسـت دارم اینــه کــلام آخــــــــــرم
مـن کـه نتـونستـم تو رو یه لحظـه تنـهــات بـذارم
تـو سـردی خاطـره هـام بگـم کـه دوســت نــدارم
دلـم می خواد همیـن یه بار اشکامو پنهون نکنـــم
باور کنی تو رو می خوام غربت و زنــدونی کنم
بیـام به شهــر خاطــرات غرق بشم تـوی نگــات
دیـونـه وار فدات بشـم ، بمیرم من واسـه چشــات
امـا هنـوز فاصلمــون دوره و دست من جداســت
ترانــه ی سکــوت من تو بغض آخرم رهاســـت
کاشکی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم
تــو چشــم من نگـاه کنـی بگــی کـه عــاشقت منم
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:21  توسط س
|
گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ، گفت می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:25  توسط س
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:23  توسط س
|
هميشه ميگفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نميشد تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي ...
بارون و دوست دارم هنوز ... چون تو رو یادم میاره
حس می کنم پیشه منی ... وقتی که بارون می باره ....
دریاب! بازم تنهام
بهت نگفتم تا حالا اینکه چقد دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم می یارم
بهت نگفتم تا حالا که بدجوری عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت می گم ...
بقیشششش تو ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:17  توسط س
|
در جلسه امتحان عشق
من مانده ام و یک برگه سفید
و یک بغل تنهایی ودلتنگی
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود !
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند !
وبرگه سفید
عاشقانه قطره را به آغوش می کشد
عشق تو نوشتنی نیست ...
در برگه ام کنار آن قطره
یک قلب کوچک میکشم !
وقت تمام شد
برگه ها بالا ...
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:10  توسط س
|
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 17:56  توسط س
|
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 17:55  توسط س
|